تبلیغات
حریم - كتاب شناسی 2

حریم

یکشنبه 1 اسفند 1389

كتاب شناسی 2

نویسنده: حریم   طبقه بندی: تاریخی، 

فصل پنجم: انواع تاریخ نگاری اسلامی

1- سیر و مَغازی

* ویژگی های این شیوه:

1 - این شیوه به ذكر تاریخ ظهور و فعالیت های سیاسی و نظامی سلسله یا فرمان رَوایی خاص و نیز حوادثی كه در قلمروشان رخ داده است می پردازد

2  - در این شیوه ترتیب و توالی زمانی از آغاز ظهور سلسله رعایت می شود.

3- اصل و مبنای سیره نویسی در ادیان آسمانی به لحاظ وجود پیامبر است. از این رو است که قرآن در یک نگاه، تاریخ اقوام را بر محور پیامبرشان و حتی با نام او می شناسند. در این روش علاوه بر این که دین را محور اصلی می داند، اهمیت انبیاء را نشان می دهد. از این رو اصحاب پیامبر از همان ابتدا، توجه به سِیره نویسی و شرح حال پیامبر پیدا کرده و در شرح زندگانی، جنگها و ویژگی های فردی آن حضرت کوشیده و آن را حفظ و نقل کردند.

بعدها این نوع سیره نگاری به شکلی جزئی تر درباره خلفاء، سلاطین، علماء و حتی سایر طبقات نیز در شکل سیره نویسی رایج شد.

* برخی این روش نگارش را متأثر از آثار تاریخ نگاران ایرانی می دانند(*)؛ اما برخی دیگر این تأثیر را به طور كلی منكر شده و سیره نویسی را قبل از ترجمه كتب سیره فارسی به عربی تأیید می كنند؛ از این رو به عنوان شاهد می گویند كه كتاب های «خدای نامه» را در ترجمه عربی «سیر الملوك» نامیده اند(*)

البته در جواب دوری چند نكته قابل توجّه است:

1) نشانه ای كه حاكی از قدمت بیشتر تواریخ دودمانی و سیره در میان عرب باشد نداریم. ظاهرا نخستین كتابی كه به این شیوه در میان عرب سابقه داشته است كتاب «سیره معاویة و بنی امیّة» است كه توسط «عوانة بن حكم (م147)» نگاشته شده است كه چند سال پس از «ابن مقفّع»- مترجم برجسته كتب ایرانی – در گذشته است.

2)بر خلاف ادعای عبد العزیز دوری، «سیره» تا اواسط قرن دوم هجری رایج نبوده است و حتی نخستین آثار نمایندگان مكتب مدینه با آنكه در معنی و مفهوم جزء سیره پیامبر  صلی الله علیه و آله بوده است؛ ولی همه به مغازی مشهورند نه سیره.

3) نخستین كسانی كه در تاریخ سلسله فرمان روایان كتابی نگاشته اند؛ یعنی «عبید بن شریّة»، صاحب كتاب الملوك و اخبار الماضیین و «وهب بن منبّه»، صاحب كتاب ملوك حمیر و اخبارهم كه ایرانی ن‍‍‍ژادش خوانده اند(*) از یمن برخواستند كه سالها در زیر نفوذ و سیطره ایرانیان قرار داشتند و آثار اینان هیچ سلسله یا فرمانروای مسلمان را در بر نمی گرفت.

بالاخره اثر منصوب به ابو منصور ثعالبی به نام «غرر اخبار ملوك الفرس و سیرهم» كه شامل تاریخ دودمانی فرمان روایان ایران است؛ پس از آن و در مجلدات بعدی و در باب تاریخ دودمانی ملوك یمن، مصر، عرب، روم، پیامبر اسلام، خلفاء، بنی امیّة، عباسیان و طاهریان تا غزنویان (*) نشان می دهد كه این شیوه در میان ایرانیان سابقه بیشتری داشته است كه پس از آن و بر همین سیاق سلسله های اسلامی را از پس آن آورده است.

*به هر شكل، ویژگی بیشتر آثار دودمانی یكسونگری، جانبداری و مبالغه در تحسین و تقبیح است.

از آن طرف نیز ذكر جزئیات حوادث كه فوائد بسیاری دارد و همچنین اشاره به برخی از جنبه های سیاسی دولت را می توان از نقاط قابل استفاده این آثار برشمرد.

* انواع کتب شرح حال و سیره:

1- کتبی مستقل پیرامون شرح حال  پیامبرصلی الله علیه و آله و اهل بیت    ^ که می توان به:

کتاب صفات النبی صلی الله علیه و آله ، از وهب بن وهب،

کتاب وفود العرب الی النبیصلی الله علیه و آله از منذر بن محمد بن منذر،

کتاب مسألة فی معرفة النبی صلی الله علیه و آله از شیخ مفید،

کتاب معرفة فضل النبی و امیر المؤمنین و الحسن و الحسین    ^ از شیخ صدوق و کتب دیگر اشاره نمود.

2- کتبی  پیرامون شرح حال و قصص  پیامبران  که از این گونه تألیفات می توان به:

قصص الانبیاء از محمد بن خالد برقی،

قصص الانبیاء قطب الدین راوندی (م573) و

النور المبین فی قصص الانبیاء    ^ از سید نعمت الله جزایری (م1112) اشاره نمود.

3- کتبی مستقل پیرامون شرح حال اصحاب پیامبرصلی الله علیه و آله .

از میان این گونه شرح حالها می توان به چهار کتاب معروف در این باره اشاره کرد. کتبی هم چون:

الاستیعاب فی معرفة الاصحاب از ابن عبد البرّ (368-463)،

معرفة الصّحابة از ابو نعیم اصفهانی (430)،

أُسد الغابة فی معرفة الصّحابة از ابن اثیر (630) و

الاصابة فی تمییز الصّحابة از ابن حجر عسقلانی (852).

4-  شرح حال رجال در غالب تاریخ شهر ها. از جمله می توان به کتبی هم چون:

تاریخ بغداد از خطیب بغدادی (463)،

 تاریخ نیسابور از حاکم نیشابوری (که اصل آن مفقود است)،

السیاق که ذیل تاریخ نیشابور است که بر جای مانده است،

تاریخ اصبهان از ابو نعیم اصفهانی،

   طبقات المحدثین بأصفهان والواردین علیها از ابوالشیخ عبد الله بن محمد بن جعفر بن حیان أنصاری (369)،

التدوین فی اخبار القزوین از رافعی (قرن ششم)،

سیر اعلام النّبلاء بتاریخ الحلب الشهباء از محمّد راغب الطباخ الحلبی،

بغیة الطلب فی تاریخ حلب از ابن العدیم(660)،

تاریخ جرجان از ابو القاسم حمزة بن یوسف سهمی (427) و

مفصل ترین این آثار نیز تاریخ مدینة دمشق از ابن عساکر (499-571) که ا کنون 80 مجلد از آن چاپ شده است.

5- شرح حال محدثان به صورت طبقات. مهم ترین آنه به شرح ذیل است:

طبقات الکبری از ابن سعد،

 کتاب الطّبقات از خلیفة بن خیاط و

 تذکرة الحفّاظ از ذهبی. 

6- برخی اختصاص به عالمان یک مذهب دارد مانند:

طبقات الشافعیة از سُبکی،

طبقات الحنابلة از ابن ابی یعلی،

الطّبقات السنیة فی تراجم الحنفیة از تقی الدّین بن عبد القادر تمیمی الداری حنفی و

الجواهر المضیئة فی طبقات الحنفیة از محیی الدّین قرشی حنفی (696-775).

7- برخی براساس ترتیب الفبائی تنظیم شده و مشتمل بر تمامی عالمان بزرگ اسلام می باشد.

معجم الادباء از یاقوت حموی،

وفیات الاعیان از ابن خلکان،

سیر اعلام النبلاء از ذهبی،

الوافی بالوفیات از صفدی،

فوات الوفیات از ابن شاکر کتبی و

حلیة الاولیاء از ابو نعیم اصفهانی که قشر زاهدان و عارفان را اشاره کرده است از این دست می باشد.

8- برخی منابع نیز بر اساس دانش رجال نوشته شده است که کمتر به شرح حال تفصیلی افراد اشاره کرده است که از آن جمله می توان به:

تاریخ یحیی بن مَعین،

تاریخ ابی زُرعة الدمشقی،

تاریخ الکبیر بخاری،

الجرح و التعدیل ابو حاتِم رازی،

الثّقات و المجروحین ابن حبّان،

تهذیب الکمال مزّی،

الکامل فی ضعفاء الرجال ابن عدی،

میزان الاعتدال ذهبی،

لسان المیزان و تهذیب التّهذیب ابن حجر اشاره نمود.

* تحریف در سیره، نقطه تاریك این روش تاریخ نویسی.

عوامل چندی موجب گردید تا در کنار علاقه شدیدی که به حفظ سیره رسول خدا  صلی الله علیه و آله و جزئیات آن وجود داشت، تمایل به تحریف اخبار سیره نیز پدید آید.

این تمایلات می توانست ناشی از دسته بندی های سیاسی و فرقه ای و همچنین اختلافات قبیله ای باشد، چنان که بی توجهی و گاهی غرض ورزی برخی سیره نویسان و برخی دلایل دیگر سبب شد برخی اخبار نادرست و کژیها وارد این قبیل سیره ها شود که در سطور بعد به مواردی اشاره خواهیم کرد. البته این مسأله ناگفته نماند که فشار حکام أُموی و عباسی بر سیره نویسان در تحریف سیره بسیار تأثیر گذار و قابل توجه بوده است؛ از اینرو اشخاصی هم چون ابن ابی الحدید معتزلی، فصلی را به احادیث جعلی که به تحریک معاویة و بر ضد امیرالمؤمنین   × ساخته شد اختصاص داده است. (*).

 

* مواردی پیرامون تحریف با فشار و دستورحاکمان وقت: 

1) مدائنی می گوید که ابن شهاب (زهری) به من گفت: زمانی خالد بن عبد الله قسری (م126) حاکم اموی عراق از من خواست تا کتابی در انساب برای وی بنویسم. من از نسب مضر شروع کردم. چندی بعد گفت: آن را رها کن و برای من سیره بنویس. به او گفتم: درباره اخبار علی بن ابی طالب   × چه کنم آیا آنها را بنویسم؟ گفت نه، مگر آن چه که وی را در قعر جهنم نشان دهد! (*) ابو الفرج اصفهانی در ادامه خبر می نویسد: «لعن الله خالدا و من والاه و قبحهم و صلوات الله علی امیر المؤمنین»).

2) زمانی که صعصعة بن صوحان اصرار بر نقل فضائل امام داشت، مغیرة بن شعبه (حاکم کوفه) به وی گفت: ما این فضائل را بهتر از تو می شناسیم؛ اما اکنون این سلطان (معاویة) غلبه کرده و ما را بر آن داشته تا در نزد مردم از علی عیب جویی کنیم، بسیاری از آن چه که به ما دستور داده شده کنار گذاشتیم و آن چه را ناچاریم اظهار می کنیم تا جانمان محفوظ بماند. شما نیز اگر قصد نقل فضائل علی   × را دارید بطور سری در منزلتان نقل کنید (*).

* مواردی پیرامون تحریف به علت غرض ورزی سیره نگاران:

* نقش سیره نگاران در تحریف:

باید گفت که با همه این اصرارها، حقایق بسیاری به دست سیره نویسان رسیده است و آنان نیز به تناسب عقائد و اندیشه ها و نیز جهت گیری های سیاسی خود، در این امانت خیانت کرده و آنها را کم و زیاد کردند.

* چند نمونه از تحریف سیره نگاران در سیره:

1) درجریان قضیة یوم الخمیس، در یک نقل نام شخص مانع از آوردن کاغذ و قلم آمده؛ ولی در نقلی دیگر با عنوان «قالوا»! آمده است.(*).

2) مارسدن جونز (محقق کتاب مغازی واقدی) می گوید: «نسخه ای که من آن را در چاپ کتاب اصل قرار دادم، در ذکر اسامی فراریان احد، نامی از خلیفة دوم [عمر] و سوم [عثمان] وجود نداشت؛ ولی در همان نقل که در شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید از واقدی نقل شده است، نام این دو نفر در ضمن اسامی دیگر فراریان آن واقعه یاد شده است. در نقل بلاذری از واقدی نیز تنها از خلیفه سوم یاد شده است.(*)

3) ابن هشام در آغاز تهذیبی که از سیره ابن اسحاق صورت داده است، گفته است که مطالب چندی را حذف کرده است از جمله: آن چه که روایت آنها قبیح بوده است و یا برخی از مردم از ذکر آنها کراهت دارند. (و اشیاء بعضها یشنع الحدیث به و بعض یسوء بعض الناس ذکره؛ (*)). همین موضع گیری سبب شده است که اشعار حضرت ابوطالب    × را که دلیل روشنی بر ایمان وی به نبوت رسول الله صلی الله علیه و آله است و ابن اسحاق آنها را نقل کرده است؛ ولی وی آنها را حذف کرده است! (*).

4)  بخش مغازی کتاب بخاری نشانگر این است که آن چه به عنوان روایت صحیح پذیرفته است، روایاتی است که با نگرش های تند و متعصبانه مذهبی تصفیه شده است! و راویان این کتاب کسانی هم چون ابن شهاب زهری هستند که سالها در خدمت حکام وقت بوده اند.

از این رو درباره اخبار مربوط به فضائل و مناقب امویان و خاندان عباس باید احتیاط لازم را نمود، همچنان که در قدح و جرح برخی از انصار و منتسبین و شیعیان علی بن ابی طالب    × نیز باید این احتیاط بیشتر صورت پذیرد.

* تصویر های قصصی در سیره:

قصه سرایی به خاطر علاقه مردم به این قصص و داستانها در عصر سیره نویسی رواج فوق العاده پیدا کرد که خود راهی بود در تحریف سیره. به گونه ای که ابو ایوب سختیانی بر این باور بود که قصه سرایان حدیث را بر مردم فاسد کردند.(*) شعبه که از محدثان به نام بود می گفت: ما برای قصه سرایان حدیثی نمی گوییم؛ زیرا که یک وجب حدیث را یک زراع می کنند (*).

* یکی از زمینه های قصصی در سیره مواردی است که مطالبی را به جن نسبت می دهند. نقل اشعاری از جن پیرامون مقام و منزلت ابوبکر در واقعه غار(*) از مواردی است که می توان به آن اشاره کرد. باید افزود که بعد ها نیز برخی از سیاستمداران اقداماتی را که بروز آنها را مصلحت نمی دیدند، به جن منسوب می کردند و در تأیید آن اشعاری نیز به جن نسبت می دادند.(در این باره نمونه مناسب، قتل سعد بن عباده است که این جریان را به جنیان نسبت داده و در تعلیل آن دو بیت شعر از آنها نقل کردند؛ (*)).

ادامه دارد...

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :