تبلیغات
حریم - روایات دیگر در اثبات ناسزا گویی معاویة به حضرت امیر

حریم

روایات دیگر در اثبات ناسزا گویی معاویة به حضرت امیر علیه السلام

ابن كثیر سلفی دمشقی در كتاب معتبر البدایة والنهایة در فصل فضائل امیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام می‌نویسد :

عن عبد الله بن أبی نجیح عن أبیه قال : " لما حج معاویة وأخذ بید سعد بن أبی وقاص فقال یا أبا إسحاق إنا قوم قد أجفانا هذا الغزو عن الحج حتى كدنا أن ننسى بعض سننه فطف نطف بطوافك ، قال : فما فرغ أدخله دار الندوة فأجلسه معه على سریره ثم ذكر علی بن أبی طالب فوقع فیه فقال : أدخلتنی دارك وأجلستنی على سریرك ثم وقعت فی علی تشتمه ؟ والله لان یكون فی إحدى خلاله الثلاث أحب إلی من أن یكون لی ما طلعت علیه الشمس ، ولإن یكون لی ما قال له حین غز تبوكا " ألا ترضی أن تكون منی بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی " ؟ أحب إلی مما طلعت علیه الشمس ، ولإن یكون لی ما قال له یوم خیبر : " لأعطین الرایة رجلا یحب الله ورسوله ویحبه الله ورسوله یفتح الله على یدیه لیس بفرار " أحب إلی مما طلعت علیه الشمس ولإن أكون صهره على ابنته ولی منها من الولد أحب إلی من أن یكون لی ما طلعت علیه الشمس ، لا أدخل علیك دارا بعد هذا الیوم ، ثم نفض رداءه ثم خرج.

البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج7 ،‌ ص376 .

 

عبد الله بن أبی نجیح از پدرش نقل می كند كه گفت : معاویه در سفر حج و زیارت خانه خدا ، به سعد بن أبی وقاص گفت : درگیری‌ها و جنگ مانع از زیارت خانه خدا شده است ؛ به گونه‌ای كه بعضی از سنت‌های آن را فراموش كرده‌ام ، تو طواف كن تا پشت سرت ما هم طواف كنیم . پس از اتمام طواف ، در دار الندوة نشست و سعد را كنار خود نشاند و شروع كرد به بدگویی از علی بن أبی طالب (علیه السلام) . سعد گفت : مرا با خودت همراه كرده‌ای تا از علی بد گویی كنی ؟ به خدا سوگند اگر هر یك از سه امتیازی كه علی (علیه السلام) دارد من داشتم ، بهتر بود برای من از آن چه كه در كره زمین خورشید بر آن می‌تابد . یكی این سخن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم ) كه در غزوه تبوك به علی (علیه السلام) فرمود : آیا راضی نمی‌شوی كه تو جانشین من باشی همانند هارون نسبت به موسی ، فقط بعد از من پیامبری نخواهد بود .

دوم آن كه در فتح خیبر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به علی (علیه السلام) فرمود : فردا پرچم را به دست كسی خواهم داد كه خدا و رسول او را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند ، فتح و پیروزی به دست وی خواهد بود و او فرار نمی‌كند .

سوم آن كه همسر دخترش و دامادش باشم تا از وی فرزندی داشته باشم .

از امروز به بعد در هیچ مكانی با تو در یكجا نخواهم نشست . سپس بلند شد و لباسش را تكان داد و رفت .

و نیز ابن أبی شیبه در كتاب المصنف می‌نویسد :

قال : قدم معاویة فی بعض حجاته فأتاه سعد فذكروا علیا فنال منه معاویة فغضب سعد فقال : [ تقول هذا الرجل ] ، سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول : " له ثلاث خصال لان تكون لی خصلة منها أحب إلی من الدنیا وما فیها .

المصنف ، ابن أبی شیبه ،‌ ج7 ، ص496 .

معاویه در بعضی از سفرهای حجش باز می گشت ؛ سعد به نزد او آمد ؛ پس سخن از علی پیش آمد و معاویه به علی جسارت کرد ...

و ابن ماجه قزوینی در سنن خود كه یكی از صحاح سته اهل سنت به شمار می‌رود ، می‌نویسد:

121 ، حدثنا علی بن محمد . ثنا أبو معاویة . ثنا موسى بن مسلم ، عن ابن سابط ، وهو عبد الرحمن ، عن سعد بن أبی وقاص ، قال : قدم معاویة فی بعض حجاته ، فدخل علیه سعد ، فذكروا علیا . فنال منه . فغضب سعد ، وقال : تقول هذا لرجل سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول " من كنت مولاه فعلى مولاه " . وسمعته یقول أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنه لا نبی بعدی " . وسمعته یقول " لأعطین الرایة الیوم رجلا یحب الله ورسوله " ؟

سنن ابن ماجه ،‌ ج1 ، ص45 .

ممكن است ، همه این سه روایت ، یك روایت باشد كه به الفاظ مختلف نقل شده است ، شاید هم این چنین نباشد و این واقعه در موارد متعدد اتفاق افتاده باشد . و نیز ممكن است این سه روایت ، همان روایت مسلم باشد كه هر كسی به سلیقه خودش آن را نقل كرده است .

در هر صورت این سه روایت این مطلب را ثابت می‌كند كه سبّ امیر المؤمنین كار همیشگی معاویه بوده و حتی به دیگران نیز دستور می‌داده است كه این سنت وقیح را حفظ كنند .

ابن عبد ربه در العقد الفرید می‌نویسد :

ولما مات الحسنُ بن علیّ حَجّ معاویة، فدخل المدینة وأراد أن یَلْعن علیَّا على مِنبر رسول الله صلى علیه وسلم. فقیل له: إن هاهنا سعدَ بن أبی وقاص، ولا نراه یرضى بهذا، فابعث إلیه وخُذ رأیه. فأرسل إلیه وذكر له ذلك. فقال: إن فعلت لأخرُجن من المسجد، ثم لا أعود إلیه. فأمسك معاویة عن لعنه حتى مات سعد. فلما مات لَعنه عَلَى المنبر، وكتب إلى عماله أن یَلعنوه على المنابر، ففعلوا. فكتبتْ أم سَلمة زوج النبیّ صلى علیه وسلم إلى معاویة: إنكم تلعن اللّه ورسولَه على منابركم، وذلك أنكم تلعنون علیّ بن أبی طالب ومن أحبّه، وأنا أشهد أن اللّه أحبَّه ورسولَه، فلم یلتفت إلى كلامها .

العقد الفرید ، ج4 ، ص335 ، ط الأولی ، دار الكتاب العربی ، بیروت ، 1411 هـ .

همزمان با شهادت امام مجتبی (علیه السلام) معاویه به زیارت خانه خدا آمد ، سپس وارد مدینه شد و اعلام كرد كه می‌خواهد برای مردم سخنرانی كند و در ضمن تصمیم داشت بالای منبر علی (علیه السلام) را لعنت كند . گفتند : سعد بن أبی وقاص در مدینه حضور دارد و به این كار رضایت نمی دهد ، كسی را مأمور كن تا نظر وی را جویا شود . فرستاده معاویه رفت و سعد را در جریان گذاشت ، سعد گفت : اگر این كا را بكند از مسجد بیرون می‌روم و هیچ گاه به مسجد قدم نمی‌گذارم . معاویه از تصمیمش منصرف شد و تا زمانی كه سعد در قید حیات بود جرأت سب و لعن علی (علیه السلام) را نداشت . پس از مرگ سعد معاویه بر فراز منبر علی (علیه السلام) را لعن كرد و به فرماندارانش نیز دستور داد تا آن حضرت را لعن كنند .

ام سلمه همسر پیامبر به معاویه طی نامه‌ای نوشت كه شما در منبرها خدا و رسول را لعن می‌كنید ؛ چرا كه سب علی ، سب خدا و رسول است ، شهادت می دهم كه خدا و رسول ، علی را دوست دارند . ولی معاویه توجهی نكرد .

كمال الدین عمر بن أحمد بن العدیم در كتاب بغیة الطلب فی تاریخ حلب ، در سیره صحابی جلیل القدر أبو ایوب انصاری رضوان الله علیه می‌نویسد :

أبو أیوب خالد بن زید بدری، وهو الذی نزل علیه النبی صلى الله علیه وسلم مقدمة المدینة، وهو كان على مقدمة علی یوم صفین، وهو الذی خاصم الخوارج یوم النهروان، وهو الذی قال لمعاویة حین سب علیاً: كف یا معاویة عن سب علی فی الناس، فقال معاویة: ما أقدر على ذلك منهم، فقال أبو أیوب: والله لا أسكن أرضاً أسمع فیها سب علی، فخرج إلى ساحل البحر حتى مات رحمه الله.

بغیة الطلب ، فی تاریخ حلب ، ج7 ، ص3032 ،‌ ط دار الفكر ، بیروت .

ابو ایوب خالد بن زید ، از شركت كنندگان در جنگ بدر و كسی است كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگام ورود به مدینه به منزل او وارد شد و در جنگ صفین در ركاب علی (علیه السلام) هم در جبهه مقدم لشكریان آن حضرت بود و در نهروان هم با خوارج جنگید . وقتی كه معاویه را دید كه علی (علیه السلام) را سبّ و لعن می‌كند ،‌گفت : ای معاویه ! از سب علی در میان مردم دست بردار . معاویه در پاسخ گفت : دست بردار نیستم . ابو ایوب گفت : به خدا سوگند سرزمینی كه در آن از علی (علیه السلام) بد گویی شود هیچ وقت در آن زندگی نخواهم كرد ،‌ و لذا به سواحل دریا مهاجرت كرد و در همان جا از دنیا رفت .

و بلاذری در انساب الأشراف می‌نویسد :

كتب معاویة إلی المغیرة بن شعبة : أظهر شتم علی وتنقصه ... .

انساب الأشراف ، ج5 ،‌ ص30 ،‌ ط الأولی ، دار الفكر ، بیروت .

معاویه به مغیرة بن شعبة نامه‌ای نوشت و دستور داد كه آشكارا به علی (علیه السلام) دشنام ده و از او بدگویی كن .

طبری ، تاریخ نویس معروف اهل سنت می‌نویسد:

أن معاویة بن أبی سفیان لما ولى المغیرة بن شعبة الكوفة فی جمادى سنة 41 دعاه فحمد الله وأثنى علیه ثم قال : ... ولست تاركا إیصاءك بخصلة لا تتحم عن شتم على وذمه والترحم على عثمان والاستغفار له والعیب على أصحاب على والاقصاء لهم وترك الاستماع منهم ... .

تاریخ طبری‌ ،‌ ج4 ، ص188 .

معاویه ، وقتی كه در سال 41 هـ مغیرة بن شعبه را والی كوفه قرار داد به وی دستور داد و گفت : یك مطلب را فراموش مكن و بر آن پافشاری كن و آن فحش و ناسزاگویی به علی (علیه السلام) است و در مقابل از عثمان به عظمت یاد كن و همیشه برای وی طلب آمرزش نما و از یاران علی (علیه السلام) بدگویی كن و آنان را تبعید نما و به سخنانشان گوش نكن .

و بلاذری می‌نویسد :

قال : خطب معاویة بالمدینة فحمد الله وأثنی علیه ،‌ وذكر علیاً فنال منه ، و نسبه الی قتل عثمان و ایواء قتلته والحسن بن علی تحت المنبر .

أنساب الأشراف ، ج5 ،‌ ص105 .

معاویه در سخنرانی خودش در شهر مدینه ، پس از ستایش خداوند ، یادی از علی (علیه السلام) كرد و از او بدگویی نمود ، سپس قتل عثمان و پناه دادن به قاتلین عثمان را به آن حضرت نسبت داد ؛ با این كه امام حسن بن علی (علیهما السلام) در مجلس حاضر بود .

خوارزمی ، مورخ مشهور اهل سنت در مقتل الحسین می‌نویسد :

وحضرتْ الجمعة فصعد معاویة علی المنبر فحمد الله وأثنی علیه وصلی علی نبیه ، و ذكر علی بن أبی طالب فتنقصه ... فوثب الحسن بن علی و أخذ بعضادتی المنبر ، فحمد الله و صلی علی نبیه ثم قال : أیها الناس من عرفنی فقد عرفنی ومن لم یعرفنی فأنا الحسن بن علی بن أبی طالب ، أنا ابن نبی الله ، أنا ابن من جعلت له الأرض مسجداً و طهوراً ... فقال معاویة : أما إنك تحدث نفسك بالخلافة ولست هناك . فقال الحسن : أما الخلافة فلمن عمل بكتاب الله و سنة نبیة لیست الخلافة لمن خالف كتاب الله و عطل السنة ، إنما مثل ذلك مثل رجل أصاب ملكاً فتمتع به و كأنه انقطع عنه و بقیت تبعاته علیه .

مقتل الحسین ، ج1 ،‌ص183 ، ط الثالثة ،‌ انتشارات أنوار الهدی ، ایران 1425هـ .

روز جمعه‌و زمان برپایی نماز جمعه بود ، معاویه بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند یادی از علی (علیه السلام) نمود و از وی به بدی یاد كرد ، حسن بن علی كه در مجلس حاضر بود ، از جایش پرید و دو طرف منبر را گرفت و پس از حمد و ثنای خداوند ، این گونه آغاز سخن نمود : ای مردم ! آن كه مرا می‌شناسد كه می‌شناسد و آن كه نمی‌شناسد خودم را بر وی معرفی می‌كنم . من حسن فرزند علی (علیهما السلام) وفرزند رسول خدا هستم ، همان كه زمین برای وی سجده‌گاه و پاك قرار داده شده است ... معاویه در جواب گفت : تو در آرزوی خلافت هستی . امام مجتبی (علیه السلام) فرمود : خلافت مال كسی است كه به كتاب خدا و سنت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) عمل كند نه كسی كه بر خلاف آن عمل می‌كند و سنت رسول خدا را تعطیل می‌كند ، چنین كسی مانند آن شخصی است كه صاحب ثروت و مالی شود ؛ ولی جز رنج و مشقت چیز دیگری به دست نیاورد .

نظرات() 
http://joliehonhart.exteen.com/20150628/hammertoe-pain-medication
دوشنبه 5 تیر 1396 07:42 ق.ظ
Inspiring quest there. What happened after? Good luck!
http://dennaroshannon.weebly.com/blog/congenital-leg-length-discrepancy
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 01:56 ق.ظ
Hello very cool website!! Man .. Excellent .. Wonderful ..

I'll bookmark your web site and take the feeds also?

I am glad to search out numerous useful information here within the publish, we'd
like work out more techniques in this regard,
thank you for sharing. . . . . .
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 10:11 ب.ظ
Hello colleagues, how is everything, and what you would like
to say regarding this article, in my view its truly remarkable in support
of me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :