تبلیغات
حریم - كتاب شناسی 1

حریم

جمعه 29 بهمن 1389

كتاب شناسی 1

نویسنده: حریم   طبقه بندی: تاریخی، 

مباحث تاریخ و تاریخ نگاری را می توان به پنج فصل عمده تقسیم کرد:

فصل یکم: کلیات

1- تاریخ نگاری و منشأ واژه تاریخ؛ 2- معنای لغوی و اصطلاحی (فنی) تاریخ؛ 3- تفاوت مفهوم و موضوع تاریخ. 4- آغاز تاریخ نگاری اسلامی؛ 5- انگیزه های تاریخ نگاری؛ 6- هدف و فائده تاریخ نگاری؛ 7- جایگاه تاریخ در طبقه بندی علوم اسلامی.

فصل دوم: منشأ تاریخ نگاری اسلامی

1- میراث عربی؛ 2- میراث ایرانی؛ 3- میراث یونانی؛ 4- میراث یهودی؛ 5- میراث مسیحی؛ 6- میراث اسلام (قرآن - سنت و سیره پیامبر).

1- میراث عربی:                           

* ایام العرب: «به شرح جنگهای بزرگ و کوچک میان قبائل و تفاخر آنان بر یکدیگر گفته می شود که ادبیات منظوم جلوه گاه حقیقی آن بود». (*) بنابر این باید گفت ایام العرب بیشتر در مقوله «ادب» می گنجد تا تاریخ گر چه از لحاظ احتوا بر وقایع مهم، دارای عناصر تاریخی نیز می باشد. (*)

* اهمیت ایام العرب:

1- در صدر اسلام نیز باقی ماند و جزئی از تاریخ گردید؛

2- به سبب غالب بیان آن یعنی شعر، مورد توجه ادیبان و لغویان گردید.

محمّد بن سلّام، ابن عبدربه، ابو الفرج اصفهانی و معمّر بن مثنی از جمله کسانی هستند که به ادب و تاریخ ایام العرب استناد می کردند.

* انساب العرب: از نظر شکل و محتوای تاریخ کم اهمیت تر از ایام العرب است؛ اما به مباحث تاریخی بسیار نزدیک تر است.

* سایر ملل: یکی از عوامل مؤثر در تاریخ نگاری در میان مسلمین، ورود متون تاریخی سایر ملل خصوصا آثار ایرانیان و بیزِنطی ها (*) در میان مسلمین بود. با نگاه به تاریخ های عمومی نوشته شده در دوره اسلامی؛ نظیر تاریخ یعقوبی، اخبار الطُّوال دینوری، مروج الذّهب مسعودی و تاریخ طبری، تأثیر آثار تاریخی ایرانی در این کتب را می توان مشاهده نمود و به احتمال از سبک آن آثار نیز تقلید شده است.

 * جایگاه قرآن و سنت در تاریخ اسلامی:

قرآن: بدون هیچ مقدمه ای می توان مدعی شد که قرآن عمیق ترین تأثیر را در توجه مسلمانان به تاریخ از خود بجای گذاشته است؛ زیرا:

هم خود بخشی از مواد تاریخی مهم، صحیح و دقیق را عرضه کرده است؛ آن گونه که خدای تعالی در مواردی چند می فرماید:

تلك القرى نقص علیك من أنبائها ولقد جاءتهم رسلهم بالبینات فما كانوا لیؤمنوا بما كذبوا من قبل؛ (أعراف،101)،

وكلا نقص علیك من أنباء الرسل ما نثبت به فؤادك وجاءك فی هذه الحق وموعظة وذكرى للمؤمنین؛ (هود،120)،

نحن نقص علیك أحسن القصص بما أوحینا إلیك هذا القرآن وإن كنت من قبله لمن الغافلین؛ (یوسف،3)،

نحن نقص علیك نبأهم بالحق إنهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدى؛ (كهف،13) و

كذلك نقص علیك من أنباء ما قد سبق وقد آتیناك من لدنا ذكرا؛(طه،99)

و هم با نقل تواریخ و قصص گذشتگان، مسلمین را تشویق به فراگیری تاریخ نمود.

البته ناگفته نماند که برخی از مستشرقین، علاوه بر این که از قرآن با دید یکی از منابع تاریخی ننگریسته اند؛ بلکه آن را در زمره منابع تاریخی نمی دانند که از این میان می توان به «ژوزف بورلو» استاد دانشگاه های فرانسه و مغرب اشاره کرد که در کتاب «تمدن اسلامی»، در ذیل بحث منابع شرح حال پیامبر می نویسد:

«نخستین منبع در این مورد قرآن است که به مشکلات پیامبر، روابط اشان با دشمنان و سازماندهی امّت اشاره هایی دارد؛ اما چون قرآن کلام خداوند است، به دشواری می توان آن را به عنوان یک منبع تاریخی تفسیر کرد»؛ (*)

سنّت: ثبت رفتارهای رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای بهره گیری در فقه و اخلاق و ... جزء اساسی ترین وظایف محدثان بود؛ مثل کتاب الجهاد و یا کتاب السیر نزدیک ترین کتاب فقهی است که با مغازی رسول الله ارتباط دارد.

رسول خدا بشخصه به عنوان اسوه و شخصیتی برجسته می توانست نقش تاریخی ویژه ای در اذهان مسلمین بوجود بیاورد؛ از این رو به بررسی دقیق و موشکافانه زندگی آن حضرت پرداختند. به همین خاطر ما ریزترین گزارش ها مربوط به شخصیت رسول الله صلی الله علیه و آله داریم از جمله شمائل آن حضرت که به عنوان شعبه ای از تاریخ مطرح است.

* تأثیر گذاری دیگر ملل در تاریخ اسلامی:

پیرامون تأثیر گذاری دیگر ملل در تاریخ اسلامی مباحث مختلفی در رد و اثبات این مطلب بیان شده است که می توان برای اطلاع بیشتر به کتبی هم چون: مدخل تاریخ اسلامی سواژه (*)، تاریخ تاریخ نگاری در اسلام روزنتال(*) رجوع نمود.

اما باید پیرامون تأثیر گذاری و تأثیر پذیری آثار ایرانی نسبت به آثار عربی اظهار نظر مثبت نمود؛ زیرا کتاب های ایرانیان در زمینه های تاریخ و به خصوص نوشته های عملی و حکومتی در همان قرون نخستین در دسترس مسلمین قرار گرفت. ابن مقفَع (م144) کتاب خدای نامه را به عربی ترجمه و سیر الملوک نامید. و یا کتاب آیین نامه که کتابی بسیار حجیم بود را به عربی ترجمه نمود. از دیگر کسان اسحاق بن یزید است که کتاب اختیار نامه را که معروف به سِیر الفرس بود و کتبی دیگر را به عربی ترجمه نمود.(*) برخی از این دست نوشته ها برای هشام بن عبد الملک (م124) ترجمه شده است.

* در اینجا از تأثیر بسزای آثار یهودیان که جنبه تاریخی آنها فوق العاده بوده است نمی توان غافل شد. کتاب المبتدأ که نوعا داستان آفرینش و هبوط انبیاء را شامل می شد، به تقلید از یهودیان از یک طرف و به انگیزه تبیین برخی از آیات تاریخی قرآن پدید آمد که مهم ترین منبع این اخبار کعب الاحبار و وهب بن منبّه بود که به طور وسیع این اخبار [یا همان اسرائیلیات] را در میان مسلمین رواج دادند [که این کار به دستور چه کسی و به چه علت و با حمایت چه کس یا کسانی در میان مسلمین رواج پیدا کرد، خود بررسی مستقلی می طلبد].

 فصل سوم: روش ها و مکاتب تاریخ نگاری

 الف: روش های تاریخ نگاری

1- روش روایی: ذکر روایات مختلف پیرامون حوادث و خبرهای تاریخی، با درج سلسله اسناد، به صورت کامل، ناقص و یا بدون سند که کتبی هم چون تاریخ طبری از این دسته است.

 2- روش ترکیبی: در این روش تاریخ نگار چند روایت را پیرامون یک واقعه دیده و در قالب یک روایت به شرح واقعه می پردازد که در واقع این روش مربوط به دوره تألیف است نه گردآوری. روایات زهری و کتاب فتوح البلدان بلاذری از این نوع روش تاریخ نگاری است.

 3- روش تحلیلی: در این روش، در کنار نقل روایت غالبا ترکیبی، به تحلیل، تبیین و بررسی علل و نتایج آن می پردازد. کتاب تجارب الامم از ابن مسکویه و تاریخ بیهقی از این روش تاریخ نگاری است.

 ب: مکاتب تاریخ نگاری

     1- مکتب مدینه: عروة بن زبیر؛ شَرحَبِیل بن سَعد؛ محمّد بن مسلم بن شهاب زهری (الزّهری: منسوب إلى زهرة بن كلاب ممن اشتهر بالنسب إلیهم. هو أبو بكر محمّد بن عبد الله بن شهاب، أحد الفقهاء والمحدثین والعلماء الأعلام من التابعین بالمدینة ... وقد رأیت كتب الامامیة أن الزهری كان من المنحرفین عن الامام علی بن أبی طالب وعن العترة الطاهرة؛ (*)) ؛ موسی بن عقبه؛ وهب بن منبّه.

     2- مکتب عراق: شعبی (ابو عمرو عامر بن شراحیل)؛ سلیمان بن طَرخان تمیمی بصری؛ عوانة بن حکم بن عوانة کلبی؛ ابو مخنف لوط بن یحیی؛ سَیف بن عمر بن تمیمی اسدی کوفی؛ نصر بن مزاحم بن سیار مِنقری کوفی؛ هیثم بن عدی بن عبد الرحمن طائی کوفی؛ مدائنی (ابو الحسن علی بن محمّد).

    3-  تاریخ نگاری ایرانی

    4-  تاریخ نگاری شام

    5-  تاریخ نگاری آندلس (اَندلس) (andalos) (*)

 فصل چهارم: سیر تاریخ نگاری در سرزمین های اسلامی

1- مغرب و اندلس؛ مصر و شام؛ تاریخ نگاری ایرانی؛ تاریخ نگاری در هند؛ تاریخ نگاری در عصر عثمانی

ادامه دارد ...

 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :